بازدیدکنندگان

  • 0
  • 16
  • 10
  • 90

ای فروغ ماه حُسن از روی رخشان شما

آب روی خوبی از چاه زنخدان شما

عزم دیدار تو دارد جانِ بر لب آمده

باز گردد یا برآید، چیست فرمانِ شما؟

کس به دورِ نرگست طَرْفی نیست از عافیت

بِهْ که نفروشند مستوری به مستان شما

بختِ خواب آلودِ ما بیدار خواهد شد مگر

زانکه زد بر دیده آبی روی رخشانِ شما

با صبا همراه بفرست از رُخَت گلدسته ای

بو که بویی بشنویم از خاک بستانِ شما

دل خرابی می کند دلدار را آگه کنید

زینهار ای دوستان جان من و جان شما

کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند

خاطر مجموع ما زلف پریشان شما

دور دار از خاک و خون، دامن چو بر ما بگذری

کاندر این ره کشته بسیارند قربان شما

می کند حافظ دعایی بشنو آمینی بگو:

روزی ما باد لعل شکر افشان شما

وابسته وابسته

مربوط به درس های ٨ و ٩ فارسی دوازدهم رفتن به صفحه این مطلب